يكم كنترل لازمه
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 13:18
يكم كنترل لازمه هي به خودم قول ميدم آروم باشم زود عصبي نشم ، هي نميشه ! ادم بايد چيكار كنه واقعا بعضي وقتا از دست خودش و فكراي پوچ و رفتارهاي اشتباهش ! كاش ميشد خدا يكم كمكم كنه از پس خودم بربيام دنيا رو حالا بي خيال + نوشته شده در جمعه نوزدهم شهریور ۱۳۹۵ساعت 0:26 توسط ساحل |
من بايد از اين سكون عذاب آور خلاص بشم
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 13:18
من بايد از اين سكون عذاب آور خلاص بشم الان شايد نزديك ٢ سال و چن ماهي هست كه دچار يه سكون و خلسه شدم كه ديگه ازش خسته شدم .ديگه بسه ! يه تكوني به خودت بده . بلند شو . بدو . جووني داره ميگذره خانوم جون . كلي كار داريم . كلي برنامه . كلي راههاي جديد . كي ميخواي بيدار شي پس !؟ بيدار شو . برو به ميدون ن...
اتلاف وقت كار خيلي بديه !
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 13:18
يعني ديگه تو حسرت موندم مث يه ادم واقعي روز رو بر سر انجام برسونم . خوابيدن هاي دير وقت ، بيدار شدن هاي نزديك ظهر ، كتابهاي ناقص مونده و خونده نشده ، مهارت هاي نيمه تمام ، ورزشي كه نرفتم ،،،، خلاصه كه بله عصبانيم از وضع موجودي كه هست ! اون روز با مامان رفته بوديم خريد كنيم ، يه پسر ٨ ساله بادكنك ميف...
اينم از اين !
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 13:18
با مامان رفتيم سازمان براي درخواست كارت ، اون روز رو ببينم كه كارتم اومده شيريني ميدم برا دور و بريام :)) نتايج اين امتحان لعنتي رو نميدن چرا ؟ بسه كل تابستونمون از فكرش تلف شد ميخوام امروز براي اولين بار تو زندگيم حلوا بپزم :-) دنياي دخترونگي و نقش يه بانو رو إيفا كردن چقدر ميتونه قشنگ باشه . كل عم...
حرف رو چند بار بايد گفت ؟
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 13:18
دقيقا چن بار ؟ چرا متوجه نميشه با اين سؤالا فقط داره من رو كوچيك ميكنه . چرا قدر بچه هاشونو نميدونن ، چون همون چن سال قبل هم ندونستن ! ذاتا جواب مشخص و واضحه . ولي و ولي به خودم قول ميدم لب دره هم منو ببرن اينبار ديگه تا دلم راضي نباشه بله اي در كار نيس ! خدايا تو دقيقا كجايي ؟ يه لحظه هايي حس ميكنم...
دندون !
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 13:18
بعد سالها رفتم يه سر و ساموني به دندونام دادم ، فردا ايشالا اخرين جلسه هست . چرا اين همه سال حواسم به دندونام نبوده ؟ الان به هر حال ديگه خيلي ديره مث خيلي اشتباهها و كم كاري هاي ديگه . به هر حال ! بگذريم تا شروع دوره ي جديد زندگيم فقط ١١ روز اينا مونده راستش يكم ميترسم ولي به خودم ميگم اينم مث همه ...
يعني چي مثلا ؟
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 13:18
با كلي اصرار كه بيا حرف بزنيم بعدش يهو غيب ميشه و خودشو ميگيره ! اين جماعت مذكر خيلي پيچيدن و منم ادمي نيستم كه ناز بكشم ، قانون طبيعت هم همينو ميگه ! قبلنا از اين جور ادما دلخور ميشدم الان ميفهمم كلا دنيا پر هست از ادمايي كه نميدونن چي ميخوان . ولي من اينبار ديگه ميدونم حداقل چه تيپ ادمي رو نميخوام...
أمشب ازش بدم اومد يه جورايي !
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 13:18
يه دوست مربوط به خيلي سالهاي قبل كه يهويي دوبأره همو ٢ سال قبل اينا ديديم و خيلي زود شديم دوست صميمي . امشي باهاش قرار داشتم براي شام بيرون . رفتيم و باز هم از حرفاي دل هم گفتيم و گفتيم تا اينكه ماجراي اين چند ماه اخيرش رو برام تعريف كرد . راستش خيلي ناراحت شدم . فكر ميكردم دختري هست كه بعضي اصول رو...
يه سدي هس كه نميذاره رها باشم
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 13:18
امشب از اون شبايي بود كه شايد تا ١٥ سال بعد اينا هم يادم بمونه . با چن تا همكار قديمي و يه دوست عزيز كه باعث شد با نشست امروزمون از يه دنياي ديگه و تو يه جو متفاوت گپي بزنيم و صميمي تر بشيم يا در واقع كمي صميمي بشيم . بعضي ادما چقدر ميتونن دوس داشتني باشن ، اون قدري كه از ته دل بگي كاش اصلا همكار و ...
أمشب ازش بدم اومد يه جورايي !
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 9:24
يه دوست مربوط به خيلي سالهاي قبل كه يهويي دوبأره همو ٢ سال قبل اينا ديديم و خيلي زود شديم دوست صميمي . امشي باهاش قرار داشتم براي شام بيرون . رفتيم و باز هم از حرفاي دل هم گفتيم و گفتيم تا اينكه ماجراي اين چند ماه اخيرش رو برام تعريف كرد . راستش خيلي ناراحت شدم . فكر ميكردم دختري هست كه بعضي اصول رو...
يعني چي مثلا ؟
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 21:54
با كلي اصرار كه بيا حرف بزنيم بعدش يهو غيب ميشه و خودشو ميگيره ! اين جماعت مذكر خيلي پيچيدن و منم ادمي نيستم كه ناز بكشم ، قانون طبيعت هم همينو ميگه ! قبلنا از اين جور ادما دلخور ميشدم الان ميفهمم كلا دنيا پر هست از ادمايي كه نميدونن چي ميخوان . ولي من اينبار ديگه ميدونم حداقل چه تيپ ادمي رو نميخوام...
دندون !
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 4:12
بعد سالها رفتم يه سر و ساموني به دندونام دادم ، فردا ايشالا اخرين جلسه هست . چرا اين همه سال حواسم به دندونام نبوده ؟ الان به هر حال ديگه خيلي ديره مث خيلي اشتباهها و كم كاري هاي ديگه . به هر حال ! بگذريم تا شروع دوره ي جديد زندگيم فقط ١١ روز اينا مونده راستش يكم ميترسم ولي به خودم ميگم اينم مث همه ...
خوشحالم :)
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 1:47
امشب يكي از قشنگ ترين و به يادموندني ترين شبهاي زندگيم بود . وسط يك أجراي كمدي فوق العاده ديدم كه قبول شدم . شكر خدا جون . كمكم كن بتونم از پسش بربيام ميدونم آسون نيس ولي احساس ميكنم ارزشش رو داره . دوست دارم خدا ، فقط ازم دور نشو ، ما به اندازه كافي از هم دور شديم و من مدتهاست كه به حضورت بيشتر احت...
حرف رو چند بار بايد گفت ؟
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 6:09
دقيقا چن بار ؟ چرا متوجه نميشه با اين سؤالا فقط داره من رو كوچيك ميكنه . چرا قدر بچه هاشونو نميدونن ، چون همون چن سال قبل هم ندونستن ! ذاتا جواب مشخص و واضحه . ولي و ولي به خودم قول ميدم لب دره هم منو ببرن اينبار ديگه تا دلم راضي نباشه بله اي در كار نيس ! خدايا تو دقيقا كجايي ؟ يه لحظه هايي حس ميكنم...
اينم از اين !
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 14:17
با مامان رفتيم سازمان براي درخواست كارت ، اون روز رو ببينم كه كارتم اومده شيريني ميدم برا دور و بريام :)) نتايج اين امتحان لعنتي رو نميدن چرا ؟ بسه كل تابستونمون از فكرش تلف شد ميخوام امروز براي اولين بار تو زندگيم حلوا بپزم :-) دنياي دخترونگي و نقش يه بانو رو إيفا كردن چقدر ميتونه قشنگ باشه . كل عم...
من بايد از اين سكون عذاب آور خلاص بشم
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 17:02
الان شايد نزديك ٢ سال و چن ماهي هست كه دچار يه سكون و خلسه شدم كه ديگه ازش خسته شدم .ديگه بسه ! يه تكوني به خودت بده . بلند شو . بدو . جووني داره ميگذره خانوم جون . كلي كار داريم . كلي برنامه . كلي راههاي جديد . كي ميخواي بيدار شي پس !؟ بيدار شو . برو به ميدون نبرد . بجنگ . محكم رأه برو . محكم حرف ب...
يكم كنترل لازمه
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 16:03
هي به خودم قول ميدم آروم باشم زود عصبي نشم ، هي نميشه ! ادم بايد چيكار كنه واقعا بعضي وقتا از دست خودش و فكراي پوچ و رفتارهاي اشتباهش ! كاش ميشد خدا يكم كمكم كنه از پس خودم بربيام دنيا رو حالا بي خيال