خرید بک لینک
يكم كنترل لازمه

هي به خودم قول ميدم آروم باشم زود عصبي نشم ، هي نميشه ! ادم بايد چيكار كنه واقعا بعضي وقتا از دست خودش و فكراي پوچ و رفتارهاي اشتباهش ! كاش ميشد خدا يكم كمكم كنه از پس خودم بربيام دنيا رو حالا بي خيال

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم شهریور ۱۳۹۵ساعت 0:26 توسط ساحل |

برچسب: كنترل,لازمه, نویسنده: ماهان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 13:18

من بايد از اين سكون عذاب آور خلاص بشم الان شايد نزديك ٢ سال و چن ماهي هست كه دچار يه سكون و خلسه شدم كه ديگه ازش خسته شدم .ديگه بسه ! يه تكوني به خودت بده . بلند شو . بدو . جووني داره ميگذره خانوم جون . كلي كار داريم . كلي برنامه . كلي راههاي جديد . كي ميخواي بيدار شي پس !؟ بيدار شو . برو به ميدون نبرد . بجنگ . محكم رأه برو . محكم حرف بزن . خودت رو دوس داشته باش . به خودت ارزش بيشتري قائل باش ادامه مطلب

برچسب: بايد,سكون,عذاب,خلاص, نویسنده: ماهان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 13:18

يعني ديگه تو حسرت موندم مث يه ادم واقعي روز رو بر سر انجام برسونم . خوابيدن هاي دير وقت ، بيدار شدن هاي نزديك ظهر ، كتابهاي ناقص مونده و خونده نشده ، مهارت هاي نيمه تمام ، ورزشي كه نرفتم ،،،، خلاصه كه بله عصبانيم از وضع موجودي كه هست ! اون روز با مامان رفته بوديم خريد كنيم ، يه پسر ٨ ساله بادكنك ميفروخت ، يه بچه با والدش رد ميشد و بادكنك دلش خواست و واكنش مثبتي دريافت نكرد ، پسر بادكنك فروش گفت گادامه مطلب

برچسب: اتلاف,خيلي,بديه, نویسنده: ماهان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 13:18

با مامان رفتيم سازمان براي درخواست كارت ، اون روز رو ببينم كه كارتم اومده شيريني ميدم برا دور و بريام :)) نتايج اين امتحان لعنتي رو نميدن چرا ؟ بسه كل تابستونمون از فكرش تلف شد ميخوام امروز براي اولين بار تو زندگيم حلوا بپزم :-) دنياي دخترونگي و نقش يه بانو رو إيفا كردن چقدر ميتونه قشنگ باشه . كل عمرم پشت ميز و كلاسهاي درس و سر كار گذشت ، يه فرجه كوچيك تو اين تابستون باعث شد حس خوب آشپزي رو يه ذادامه مطلب

برچسب: اينم, نویسنده: ماهان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 13:18

دقيقا چن بار ؟ چرا متوجه نميشه با اين سؤالا فقط داره من رو كوچيك ميكنه . چرا قدر بچه هاشونو نميدونن ، چون همون چن سال قبل هم ندونستن ! ذاتا جواب مشخص و واضحه . ولي و ولي به خودم قول ميدم لب دره هم منو ببرن اينبار ديگه تا دلم راضي نباشه بله اي در كار نيس !

خدايا تو دقيقا كجايي ؟ يه لحظه هايي حس ميكنم تو هم منو درك نميكني .

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۵ساعت 2:10 توسط ساحل |

برچسب: بايد, نویسنده: ماهان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 13:18

بعد سالها رفتم يه سر و ساموني به دندونام دادم ، فردا ايشالا اخرين جلسه هست . چرا اين همه سال حواسم به دندونام نبوده ؟ الان به هر حال ديگه خيلي ديره مث خيلي اشتباهها و كم كاري هاي ديگه . به هر حال ! بگذريم تا شروع دوره ي جديد زندگيم فقط ١١ روز اينا مونده راستش يكم ميترسم ولي به خودم ميگم اينم مث همه ي كارا اولش سخته ، ميترسي ، گيج ميشي ، عرق ميكني بعد كم كم دستت مياد ايشالا و همش مث آب خوردن آسوادامه مطلب

برچسب: دندون, نویسنده: ماهان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 13:18

با كلي اصرار كه بيا حرف بزنيم بعدش يهو غيب ميشه و خودشو ميگيره ! اين جماعت مذكر خيلي پيچيدن و منم ادمي نيستم كه ناز بكشم ، قانون طبيعت هم همينو ميگه ! قبلنا از اين جور ادما دلخور ميشدم الان ميفهمم كلا دنيا پر هست از ادمايي كه نميدونن چي ميخوان . ولي من اينبار ديگه ميدونم حداقل چه تيپ ادمي رو نميخوام ! ادماي مردد مغرور از خود راضي ادمايي هستن كه هرگز اجازه ورود به قلبم رو نخواهن داشت ! جاي عشق توادامه مطلب

برچسب: يعني,مثلا, نویسنده: ماهان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 13:18

يه دوست مربوط به خيلي سالهاي قبل كه يهويي دوبأره همو ٢ سال قبل اينا ديديم و خيلي زود شديم دوست صميمي . امشي باهاش قرار داشتم براي شام بيرون . رفتيم و باز هم از حرفاي دل هم گفتيم و گفتيم تا اينكه ماجراي اين چند ماه اخيرش رو برام تعريف كرد . راستش خيلي ناراحت شدم . فكر ميكردم دختري هست كه بعضي اصول رو رعايت ميكنه ولي حيف كه چه زود خودشو گم كرده بود ، تو چه راه اشتباهي داشت پا مي گذاشت و بدتر اينكه اادامه مطلب

برچسب: أمشب,اومد,جورايي, نویسنده: ماهان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 13:18

امشب از اون شبايي بود كه شايد تا ١٥ سال بعد اينا هم يادم بمونه . با چن تا همكار قديمي و يه دوست عزيز كه باعث شد با نشست امروزمون از يه دنياي ديگه و تو يه جو متفاوت گپي بزنيم و صميمي تر بشيم يا در واقع كمي صميمي بشيم . بعضي ادما چقدر ميتونن دوس داشتني باشن ، اون قدري كه از ته دل بگي كاش اصلا همكار و رفيق هميشه من اين بود چيزي كه أذيتم ميكنه يه حس ترس و يه حس عجيب عدم اطمينان و يه حس كمتر بودن هيجادامه مطلب

برچسب: نميذاره,باشم, نویسنده: ماهان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 13:18

يه دوست مربوط به خيلي سالهاي قبل كه يهويي دوبأره همو ٢ سال قبل اينا ديديم و خيلي زود شديم دوست صميمي . امشي باهاش قرار داشتم براي شام بيرون . رفتيم و باز هم از حرفاي دل هم گفتيم و گفتيم تا اينكه ماجراي اين چند ماه اخيرش رو برام تعريف كرد . راستش خيلي ناراحت شدم . فكر ميكردم دختري هست كه بعضي اصول رو رعايت ميكنه ولي حيف كه چه زود خودشو گم كرده بود ، تو چه راه اشتباهي داشت پا مي گذاشت و بدتر اينكه اون قدر دلم براش ميسوخت براي زندگي و سختي هايي كه قبلا كشيده بود كه دلم نيومد بگم ادم حسابي كارت گناهه چطور دلت مياد ، نه تو اين طوري نيستي ، نه شوخي ميكني ، اون قدر اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 9:24

با كلي اصرار كه بيا حرف بزنيم بعدش يهو غيب ميشه و خودشو ميگيره ! اين جماعت مذكر خيلي پيچيدن و منم ادمي نيستم كه ناز بكشم ، قانون طبيعت هم همينو ميگه ! قبلنا از اين جور ادما دلخور ميشدم الان ميفهمم كلا دنيا پر هست از ادمايي كه نميدونن چي ميخوان . ولي من اينبار ديگه ميدونم حداقل چه تيپ ادمي رو نميخوام ! ادماي مردد مغرور از خود راضي ادمايي هستن كه هرگز اجازه ورود به قلبم رو نخواهن داشت ! جاي عشق تو زندگي خاليه . وقتي جووني قشنگه دلت به عشق يكي قرص باشه ، به عشق كسي كه قدر دوس داشتن بدونه و لايق احترام باشه . اينكه كوچه پس كوچه هاي شهر رو با هم دوتايي متر كنين وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 21:54

بعد سالها رفتم يه سر و ساموني به دندونام دادم ، فردا ايشالا اخرين جلسه هست . چرا اين همه سال حواسم به دندونام نبوده ؟ الان به هر حال ديگه خيلي ديره مث خيلي اشتباهها و كم كاري هاي ديگه . به هر حال ! بگذريم تا شروع دوره ي جديد زندگيم فقط ١١ روز اينا مونده راستش يكم ميترسم ولي به خودم ميگم اينم مث همه ي كارا اولش سخته ، ميترسي ، گيج ميشي ، عرق ميكني بعد كم كم دستت مياد ايشالا و همش مث آب خوردن آسون ميشه شروع كردم تو دفترچه برنامه ريزي ٢ روزيه كه كارهاي مفيدي كه انجام دادم رو مينويسم ، حتي يه كلمه جديد ، يه مهارت كوچيكم كه شده ادامه مطلب

برچسب: دندون طلا,دندون درد,دندون عقل,دندون دندونم کن,دندون طلا قسمت 6,دندون مصنوعی,دندون درد درمان,دندون قروچه,دندون طلا قسمت 10,دندون درآوردن نوزاد, نویسنده: ماهان موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 4:12

امشب يكي از قشنگ ترين و به يادموندني ترين شبهاي زندگيم بود . وسط يك أجراي كمدي فوق العاده ديدم كه قبول شدم . شكر خدا جون . كمكم كن بتونم از پسش بربيام ميدونم آسون نيس ولي احساس ميكنم ارزشش رو داره . دوست دارم خدا ، فقط ازم دور نشو ، ما به اندازه كافي از هم دور شديم و من مدتهاست كه به حضورت بيشتر احتياج دارم . به اين كه عميقا حس كنم كنارمي ، حواست هست . هستي و دلهره ها و غم ها و نگرانيامو ميبيني و كمكم ميكني . كمكم كن يكمم با اخلاق باشم . چقدر موجود بي أعصابي شدم. كمكم كن زود عصبي نشم. مرسي به خاطر خونواده خوبم ، مواظبشون باش خدا جون . مرسي كه كمكم كردي بتونم شركادامه مطلب

برچسب: خوشحالم سیاوش شمس,خوشحالم که هستی,خوشحالم که رفتی,خوشحالم سیاوش,خوشحالم محمد علیزاده,خوشحالم که خوشحالی,خوشحالم همیشه تو دلم میمونی,خوشحالم که برگشتی,خوشحالم از اینکه تورو دارم,خوشحالم شهرام کاشانی, نویسنده: ماهان موسوی‌پور تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 1:47

دقيقا چن بار ؟ چرا متوجه نميشه با اين سؤالا فقط داره من رو كوچيك ميكنه . چرا قدر بچه هاشونو نميدونن ، چون همون چن سال قبل هم ندونستن ! ذاتا جواب مشخص و واضحه . ولي و ولي به خودم قول ميدم لب دره هم منو ببرن اينبار ديگه تا دلم راضي نباشه بله اي در كار نيس !

خدايا تو دقيقا كجايي ؟ يه لحظه هايي حس ميكنم تو هم منو درك نميكني .

برچسب: نویسنده: ماهان موسوی‌پور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 6:09

با مامان رفتيم سازمان براي درخواست كارت ، اون روز رو ببينم كه كارتم اومده شيريني ميدم برا دور و بريام :)) نتايج اين امتحان لعنتي رو نميدن چرا ؟ بسه كل تابستونمون از فكرش تلف شد ميخوام امروز براي اولين بار تو زندگيم حلوا بپزم :-) دنياي دخترونگي و نقش يه بانو رو إيفا كردن چقدر ميتونه قشنگ باشه . كل عمرم پشت ميز و كلاسهاي درس و سر كار گذشت ، يه فرجه كوچيك تو اين تابستون باعث شد حس خوب آشپزي رو يه ذره بچشم . يه خواب قشنگ ديدم و خيلي سر حال بيدار شدم ، چرا اون كابوس هنوز تو ضمير ناخوداگاه من تمومي نداره ، تو خواب فهميدم همه چي تموم شده و چقدر آروم شدم ادامه مطلب

برچسب: اینم از این, نویسنده: ماهان موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 14:17

صفحه بندی